خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافتیوسف من آنچنان گمشد که کس بویش نیافت
۲
خاک شو گر مهر ازو داری کز آن خورشید رخهرکه خاک ره نشد یکذره ره سویش نیافت
۳
کشته او از محبت تا کسی چون من نشدمعجز عیسی ز سحر چشم جادویش نیافت
۴
جان شیرینم فدایش کرد و هرگر جان منیک نظر بی زهر چشم از تلخی خویش نیافت
صفحهٔ ۱ از ۲