شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوستاو که جا در دل من ساخته خونخواریی ازوست
۲
تهمت وصل کشم زانکه ز بس بندگیمخلق را در حق من چشم وفاداری ازوست
۳
ایکه دستم بدهان می نهی از باب فغانبر دل چاک نهم دست که این زاری ازوست
۴
وه که بیمار چنانم که زمن یار کنارکرد با آنکه مرا اینهمه بیماری ازوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth