خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه راست میل خالی که بر آن رخ جمیلستچه رسد بما ازین خوان عدسی و صد خلیل است
۲
به بهشت و سلسبیلم چه دهی تو وعده، ماراتو بهشت حسنی و می زکف تو سلسبیل است
۳
پی دفع چشم زخمت نبود به نیل حاجتکه بمصر حسن رویت خط سبز به زنیل است
۴
سرم ار ربود تیغت بقیامتت نگیرمکه بشرع عشقبازی سر و خون ما سبیل است
صفحهٔ ۱ از ۲