شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تن عاشق همای لامکان استتو پنداری ک مشتی استخوان است
۲
از آن هر موی ما ماری است بر تنکه با هر موی ما گنجی نهان است
۳
بهار عمر دریاب از صبوحیکه تا خورشید سربرزد خزان است
۴
در آتش گر بود پروانه با شمعبر او آتش بهشت جاودان است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth