شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عنان کار نه دردست مصلحت بین استعنان بدست قضاده که مصلحت این است
۲
به سر حسن تو ای مه نمیرسد همه کسرخ تو آینه دیده خدا بین است
۳
ز عارضت مژه خون فشان چه گل چیندکه ای چمن چو منش صدهزار گلچین است
۴
بجان دوست که بهر تو دشمن خویشمکمال دوستی و حد دشمنی این است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth