خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ز کینکشیام غم ز خشم و کینم نیستز رشک غیر میسوزم که تاب اینم نیست
۲
یکی به کفر خوش است و یکی به دین شادستمن از خیال تو پروای کفر و دینم نیست
۳
نشان پای سگان تو گلستان من استبه غیر ازین ز دو عالم گلی زمینم نیست
۴
کدام شب که نه دست دعاست بر فلکمکدام روز که بر خاک ره جبینم نیست
صفحهٔ ۱ از ۴