شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیش ما یک عشوه از چشم سیاه او بس استعاشقان را از دو عالم یک نگاه او بس است
۲
دل که جوید از دهانش چشمه آب حیاتخط سبز آن شکر لب خضر راه او بس است
۳
بت پرست عشق کز گردد گنه آلوده استگریه شام و سحرگه عذرخواه او بس است
۴
عاشقان را بیگنه گر میکشد آن شاه حسنهرکه گوید بیگناهم این گناه او بس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth