خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۳۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دینم ببرد آن بت و گوید که جان کجاستناصح که کرد منع دلم، این زمان کجاست
۲
گفتی که جای یار مکن جز درون جانما فرق تا قدم همه یاریم، جان کجاست
۳
چون شمع مردم از غم و اکنون که با توامخواهم که شرح غم دهم، اما زبان کجاست
۴
هجرم امان نداد که میرم پای توجایی که مرگ تیغ برآرد، امان کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲