شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۴۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعلت بخنده هرچه دلم از تو خواست کردصد وعده دروغ بیک خنده راست کرد
۲
مقصود ما هلک شدن بود غایتشعشق تو آنچه غایت مقصود ماست کرد
۳
برقی ز آفتاب رخت درچمن فتادبازار گل چو خرمن مه روبکاست کرد
۴
دیدی که چشم مست تو چون خواست قتل مانگذاشت جای آشتی و هرچه خواست کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth