خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار شد مست و دل ما بفغان باز آوردگریه بد مستی ماهم بمیان باز آورد
۲
عاقبت بخت سیاه ستم پیشه چنان کرد که یارجرم بخشیده مارا بزبان باز آورد
۳
آنچنان زد ره عقل و دل و دین شاهد میکه بصد سال ریاضت نتوان باز آورد
۴
رخت بستم ز درش تا ندرد جامه صبرآخرم نعره زنان جامه دران باز آورد
صفحهٔ ۱ از ۲