شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر من اگر نشانی ز در کنشت داردچکنم کسی چه داند که چه سرنوشت دارد
۲
بصلاح و پند مردم تن من چگونه چون خمنشود سرشته می که چنین سرشت دارد
۳
نرسد بدرد نوشان المی ز سیل فتنهکه سراچه محبت نه بنای خشت دارد
۴
چو قدح کشیم رنجد چو کنیم توبه گویدکه هنوز عاشق ما غم خوب و زشت دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth