شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی که شاد ز وصل تو دیر دیر شودبه یک نظر که به بیند ترا چه سیر شود
۲
مرا چه غم که رقیبت چو سگ گشاد دهانکسی که مست تو شد در دهان شیر شود
۳
من از هلاک خودم نیست غم از آن ترسمکه ترک مستی و چشمت بخون دلیر شود
۴
گرفت در گلویم آب خنجر تو اجلنهشت آنقدرم کز گلو به زیر شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth