شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خط دمید از رخ او کار بلا بالا شدیارب این فتنه پنهان ز کجا پیدا شد
۲
وه که دی غمزه زنان شوخ کمان ابروی مننگهی کرد که مرغ دل من از جا شد
۳
عاشق روی تو آلوده نگردید بهیچغرقه بحر غمت تشنه لب از دریا شد
۴
حالتی داشتم از عشق نهان با مه خودناله یی کردم و احوال درون گویا شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth