خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهر جان قصد تو گر بر دل مجروح بودجان به شکرانه دهد هر که سبکروح بود
۲
مردم ای مرهم دل عاقبت انصاف بدهدل من تا بکی از داغ تو مجروح بود
۳
در چنین بحر بلا مردمک دیده بس استکه بطوفان غم آسوده تر از نوح بود
۴
در مسجد همه وقتی نگشایند به خلقدر میخانه عشق است که مفتوح بود
صفحهٔ ۱ از ۲