خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر مرگ رقیبان تو خرم نتوان بوددلشاد بمرگ همه عالم نتوان بود
۲
بی سلسله اینست پریشانی زلفتز آشفتگی زلف تو درهم نتوان بود
۳
در خلد برین با همه اسباب فراغتبالله که بی روی تو یکدم نتوان بود
۴
گفتم که چه مجنون ننهم دل به ملامتگر عشق چنین است چنان هم نتوان بود
صفحهٔ ۱ از ۲