شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان هلاک از شوق و یار از دیه ما می‌رودتشنه مردم چشمه حیوان به صحرا می‌رود
۲
گرد و دین در فراقش از ملاحت سوخت سوختیار من یا رب سلامت باد هرجا می‌رود
۳
در دو عالم هر کجا صیدی بود نخجیر اوستاو به قصد دیدن غمدیده عمدا می‌رود
۴
ناصحم گوید که بنشین در پِیَش صحرا مگیرچون کنم؟ گرمی نشینم جان شیدا می‌رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth