خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمرم بآه و ناله و فریاد می رودعمر عزیز من همه بر باد میرود
۲
شیرین نماند و شوری خسرو که ظلم کردروز قیامت از دل فرهاد میرود
۳
در هر قدم هزار گرفتار در رهندوان سرو ناز از همه آزاد میرود
۴
غم نیست گر به بستر مرگم ز هجر اودر این غمم که مدعی ام شاد میرود
صفحهٔ ۱ از ۲