شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امید وصالت فرح جان حزین بودنومید شد آخر زتو امید نه این بود
۲
با اهل نظر چرخ فلک بر سر کین استامروز چنین نیست که تا بود چنین بود
۳
در عشق تو رسوای جهان شد بملامتگر رند خرابات و گر گوشه نشین بود
۴
تیغ تو مرا بست لب از شکر و شکایتوز درد سر ما همه مقصود همین بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth