شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۵۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارم به چوگان باختن چون رو به میدان می‌نهداز هرکه خواهد گوی سر گردن چه چوگان می‌نهد
۲
چون غنچه دل پر داغ شد از خنده آن نوگلمیک لطف ظاهر می‌کند صد داغ پنهان می‌نهد
۳
ظلمی که چشمش می‌کند جای هزار افغان بودمهر خموشی بر لبم آن لعل خندان می‌نهد
۴
هرچند چشم مست او استاد سحر و غمزه استبالای استاد ابرویش از غمزه دکان می‌نهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth