خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهر خونریز من از خواب صبوی یار شدساقیا می ده که بخت خفته ام بیدار شد
۲
یوسف مصری یکی هم از خریداران تستاو نه بهر خود فروشی بر سر بازار شد
۳
کفر زلفت در دلم از بسکه قلاب افکندخواهم آخر مو کشان در حلقه زنار شد
۴
کس چه میداند چه خون خورد آهوی مشکین نفستا گره های دل او نافه تاتار شد
صفحهٔ ۱ از ۲