خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۵۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شانه میخواهم که دم زان کاکل پُرخم زندپر زبان تیزست ترسم عالمی بر هم زند
۲
چیست دانی نسبت آب خضر با لعل تومردهای کز روحبخشی با مسیحا دم زند
۳
هرکه چون پروانه پیش شمع رویش جان نباختبهتر آن باشد که لاف عشقبازی کم زند
۴
آتش عشقت نگیرد در رقیب سگصفتزان که این برق بلا در خرمن آدم زند
صفحهٔ ۱ از ۲