خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو دیده در ره آن مه که کی سواره در آیدکجا بطالع من هرگز این ستاره بر آید
۲
اگر براه امیدش هزار سال نشینمهزار ساله مرادم بیک نظاره بر آید
۳
وگرچه در دل من دوزخی است زآتش عشقبسوزم و نگذارم که یک شراره بر آید
۴
ز بسکه سینه خراشم ز خار خار فراقشبه ناخنم چو گل از تن هزار پاره بر آید
صفحهٔ ۱ از ۲