شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۶۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستی و گر فرشته ز لعل تو بو برددندان بدین رطب که تو داری فرو برد
۲
در دور چشم مست تو ایشوخ، شیخ شهرگردن نهاد کز پی رندان سبو برد
۳
چشم تو جادویی است که هاروت را بسحراز جوی تشنه آرد و بازش بجو برد
۴
نام پری ز شوق تو گه گاه می برمکس را چه حد که نام تو ای تندخو برد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth