خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شدطبیبم تا نخواهد کشتن از بالین نخواهد شد
۲
مرا بی باده چون ساغر کسی در خنده چون آردشراب تلخ اگر نبود لبم شیرین نخواهد شد
۳
اگر بخت اینچنین یاری دهد یار آنچنان باشدکسی غیر از اجل یار من مسکین نخواهد شد
۴
چنین بدخو که من دیدم که گردد شاد از او روزیکه روز دیگر از خوی بدش غمگین نخواهد شد
صفحهٔ ۱ از ۲