خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبت از روزه چرا خشک چو عناب شودلعل سیراب تو حیف است که بی آب شود
۲
آفتابا بگشا روزه چو بی تاب شویحیف از چشمه خورشید که بی تاب شود
۳
گلی از وصل تو چینم مگر آندم که تو رانرگس مست صبوحی زده در خواب شود
۴
چون شکارت نشود ماهی دل بلکه کبابچون بر آن آتش رخ موی تو قلاب شود
صفحهٔ ۱ از ۲