خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با من رقیب دون کسی از همدمی نشدخود را خراب کردم و او آدمی نشد
۲
از جان گسستم و نگسستم ز عهد توهرگز بنای عهد بدین محکمی نشد
۳
شادی دهر اگر چه نیر زد بغم ولیکسی در زمانه شاد هم از بیغمی نشد
۴
ای پیر میفروش گدای توام که کسمحروم از در تو به بیدرهمی نشد
صفحهٔ ۱ از ۲