شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۶۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی بتان جز بفقیری نتوان بودبا نوش لبان از سر سیری نتوان بود
۲
در بحر بلا غرقه توان بود به امیدلیکن تو اگر دست نگیری نتوان بود
۳
خورشید وشم دره خود خوان که ازین بیشدر چشم حریفان بحقیری نتوان بود
۴
گیرم به عزیزی رسم از وصل چو یوسفدر هجر تو عمری به اسیری نتوان بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth