خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سایه کی بر خاک من آن سر و چالاک افکندشمع از آن نبود که هرگز سایه بر خاک افکند
۲
من در عمری ز دلتنگی ندارم خنده ییعاقبت چون پسته این غم بر دل چاک افکند
۳
تا بکی گرد رهت باد از جبین من بردکی بود کاین طوطیا در چشم نمناک افکند
۴
دوزخی گردد هر آن منزل که من منزل کنمبس که آهم آتشی در خاک و خاشاک افکند
صفحهٔ ۱ از ۲