خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با همه شاد و ملول از من بیچاره شودبیم آنست کزین غصه دلم پاره شود
۲
آنکه ناشسته لب از شیر چنین میکشدموای بر جان من آنروز که میخواره شود
۳
غم جان نیست مرا گر کشد از خوی بدمجان فدایش غم از آنستکه خو کاره شود
۴
تا کی آن زلف سیه دل که پریشان باداعاشق سوخته را مانع نظاره شود
صفحهٔ ۱ از ۲