شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۶۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک بوسه هرگزم لب سیمین بری ندادهرگز نهال عاشقی ما بری نداد
۲
مادر خمار حسرت و پروانه گرم وصلدولت بعاشقان تو بال و پری نداد
۳
هر ساغرم که داد فلک گرچه زهر بودتا خون نکرد در دل من دیگری نداد
۴
زهر از کف تو همچو شکر میخورم که بختهرگز به طوطیی به ازین شکری نداد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth