خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۶۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از غم تو صد جان به یکی نفس برآیدنفسی نه از دهانت بمراد کس برآید
۲
توبکاکل پریشان نرسی ز هیچ راهیکه هزار دود آهت نه پیش و پس برآید
۳
بتو حال من که گوید؟ که بحضرت سلیمانکه دهد مجال کانجا سخن مگس برآید
۴
قفس تن من از بس که بمرغ جان بود تنگبپرد هزار فرسخ گر ازین قفس برآید
صفحهٔ ۱ از ۲