خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشدخواه از عرب خواه از عجم چون او کسی پیدا نشد
۲
تا وحشت مردم بود الفت نگیرد آن پریدیوانه از یاران خود بی مصلحت تنها نشد
۳
هرگز نکردی سرو من در مجلسی آهنگ رقصکز شوق آن بالا و قد صد بیقرار از جا نشد
۴
می جست زیر دامنم بت یافت شیخ از خرقه امزینسان که من رسوا شدم هرگز کسی رسوا نشد
صفحهٔ ۱ از ۲