خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فیروزی بخت همه کس لعل تو بخشیدفیروزه ما بود که هرگز ندرخشید
۲
چشم همه بر راه تو بازاست و تو از نازیکچشم زدن رو ننمایی چو مه عید
۳
هرچند که دوری ز نظر یاد وصالتهرگز نظری از دل ما دور نگردید
۴
بی داغ محبت نتوان رفت ز عالمخوش وقت کسی کز چمن عمر گلی چید
صفحهٔ ۱ از ۲