خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه دل زغم هجر بر کناری بودزیمن وصل تو فرخنده روزگاری بود
۲
هزار زخم اگر میرسید خوش بودمکه مرهم دلم از وصل چون تو یاری بود
۳
تو آن گلی که فلک با وجود یوسف همبه نوبهار تواش چشم انتظاری بود
۴
دلم زهجر تو شد همچو غنچه پژمردهخوش آنکه همچو نسیمت بمن گذاری بود
صفحهٔ ۱ از ۲