خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشدزنده ام سازد به مهر و از جفا بازم کشد
۲
روز وصل آمد ولی ترسم که در روز چنینطالع ناسازگار و بخت ناسازم کشد
۳
گو: بدارم بر کش و بر بستر هجرم مکشکشتنی گر کشته ام باری سرافرازم کشد
۴
مادر دهرم چه می پرورد عمری در کنار؟کانچنین در خاک و خون آنترک طنازم کشد
صفحهٔ ۱ از ۲