خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر شمع جمالی که بر افروخته باشدپروانه او جان من سوخته باشد
۲
چشم از تو که پوشد مگر آن طفل که چون زاداز مادر ایام نظر دوخته باشد
۳
خواهد به نثار قدمت دیده من ریختلعلی که بخون جگر اندوخته باشد
۴
میخانه ما کعبه فیض است کز آنجاصد تیره درون شمع دل افروخته باشد
صفحهٔ ۱ از ۲