شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کردیک سخن گفت از لب شیرین که جانش تازه کرد
۲
عقل اگرچه بر رخت دروازه چشمم ببستفتنه در ملک دل آخر رخنه زین دروازه کرد
۳
تا تو پیدا گشتی ایمه نام شیرین گشت گمگرچه حسن روی او عالم پر از آوازه کرد
۴
بسته خط تو دل زان شد که استاد ازلرشته جان نسخه حسن ترا شیرازه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth