خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش اغیار آن پریرخ تا دو سنبل شانه کردهردو عالم را پریشان بر دل دیوانه کرد
۲
روی و مویش فتنه اما چشم او مردم کش استبا شهیدان هرچه کرد آن نرگس مستانه کرد
۳
نام من از گوشه گیری گم چو مجنون گشته بودآهوی آن چشم بازم در جهان افسانه کرد
۴
کعبه جانها دل من از صفای سینه بودبت پرستی های من این کعبه را بتخانه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲