خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۷۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک سخن گفت آن لب و جان شهیدان تازه کردمرده صد ساله را گفتار او جان تازه کرد
۲
نرگسش از غمزه خون صد چو من بیچاره ریختنامسلمان بین که خون صد مسلمان تازه کرد
۳
آتشی پنهان که در خاکستر من مانده بودکاوکاو غمزه آن چشم فتان تازه کرد
۴
نرگس چشم از نسیم جیب یوسف گر شکفتبوی او داغ کهن بر پیر کنعان تازه کرد
صفحهٔ ۱ از ۲