شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچم ز گریه قدر برین خاک کو نماندچندان گریستم که مرا آب رو نماند
۲
ساقی بحال تشنه لبان غبار غمگاهی نظر فکند که می در سبو نماند
۳
گل بی رخت بباغ ز باران اشک منیکذره در رخش اثر رنگ و بو نماند
۴
چندان بجان رسید دلم ز آرزوی دوستکاخر به آرزوی دلم آرزو نماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth