شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز فریب گلرخان بی تو شکیب چون کندکیست که خار خار تو از دل ما برون کند
۲
هجر تو جانگداز شد وصل تو جانگدازترکار دلم ز دست شد هم تو بگو که چون کند
۳
گر بچمن گذر کنی گل چو بتان ز رشگ توچهره خود بناخنان پیش تو غرق خون کند
۴
چند برانی ام ز در چون سگ و بازخوانی امکی سگ آزموده را کس دگر آزمون کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth