شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیال آن لب می جان ناتوان سوزدعجب میی که بلب نارسیده جان سوزد
۲
تو آفتابی و عمریست کز نظر دوریهنوز مهر توام مغز استخوان سوزد
۳
اگر زمین و زمان سوزد آتش دوزخشرار آتش هجر تو بیش از آن سوزد
۴
بسوخت هجر پسر جان پیر کنعان لیکنه آنچنانکه مرا هجرت ای جوان سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth