شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۷۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن سرو اگر از چشم من در چشم دشمن می‌شوداز مردم آلوده‌دل آلوده‌دامن می‌شود
۲
آه از شب هجران من وین حسرت و حرمان منچند آشنای جان من بیگانه از من می‌شود
۳
شب‌ها که منبی آن پسر آهی برآرم از جگرهمسایه را نور سحر روشن ز روزن می‌شود
۴
بر روی آن زیبا صنم گر چشم دوزد دشمنماز سوز غیرت بر تنم هر موی سوزن می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth