شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمال صنع الهی در آن جمال بودکه حسن و خال و خطش جمله بر کمال بود
۲
کرا مجال چو پروانه وصل آن شمع استوگر مجال بود بودنش محال بود
۳
به تیره بخت اجل گر چو برق برگذریسعادت ابدش رهنمای حال بود
۴
بیک نظر که کند آفتاب محو شودغبار ظلمت اگر صدهزار سال بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth