شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناخوش آن عمر که دور از رخ آن ماه رودعمر هم خوش نبود گرنه بدلخواه رود
۲
سوختم در ره خوبان ز پریشانی دلچو پریشان نشود دل که بصد راه رود
۳
یوسف از چاه زنخدان تو هرگز نرهدوای آن دل که بامید تو در چاه رود
۴
غیرت عشق زبان همه چون شمع بسوختکه مبادا بزبان نام تو ناگاه رود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth