خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اجل درآمد و بخت از درم نمیآیدز پا فتادم و کس بر سرم نمیآید
۲
مگر به خواب ببینم خیال او ورنیبه هیچ شکل در برم نمیآید
۳
گر آفتاب شود در کنار من طالعز ضعف طالع خود در برم نمیآید
۴
چو لاله به که زنم جام عیش به سنگکه بوی عشرت ازین ساغرم نمیآید
صفحهٔ ۱ از ۲