خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند بود دمبدم چشم تو خونریز تریا نظر رحمتی یا نگهی تیزتر
۲
دل ز خزان غمت پیر شد و همچنانلعل تو سیراب تر نخل تو نو خیزتر
۳
روی تو از گل بود تازه تر ای نوبهارخط تو از سنبل است غالیه آمیزتر
۴
زآب حیات لبت سبزه خط بردمیدلعل دلاویز تو گشت دلاویزتر
صفحهٔ ۱ از ۲