شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقیا مستم لب خود از لب من دور دارورنه گر گستاخیی آید ز من معذور دار
۲
دردمند عشق را راحت گر از بیداد تستیارب این راحت ز جان دردمندان دور دار
۳
هر کرا در ظلمت غم چشم بیرون رفتن استگو چراغ می براه دیده پرنور دار
۴
ای حریف بزم وصل از غیرت جانان بترسیا طمع از جان ببر یا راز ازو مستور دار
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth