شعر را زندگی کن
خلوتی با اهلی شیرازی

شمارهٔ ۸۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذرتا سرم خاک نسازی ز سر من مگذر
۲
خون کس دامن پاک تو نگیرد هرگزاز سر کشته خود برزده دامن مگذر
۳
در دل تیره اگر میگذری دوری نیستنور چشم منی از دیده روشن مگذر
۴
سر من گفت عدو لایق فتراک تو نیستاز سر دوست ببدگویی دشمن مگذر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth