خلوتی با اهلی شیرازی
شمارهٔ ۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوز دلم باتو گفت حرف نهانی دگربلبل و گل را بود گوش و زبانی دگر
۲
زنده چو گردم به حشر گر بکشی دیگرمسهل بود گر شود صرف تو جانی دگر
۳
زندگی جاودان نیست یقین ور بودجز بدهان توام نیست گمانی دگر
۴
گرچه خدنگ بتان سینه نشان میکندناوک آن غمزه راهست نشانی دگر
صفحهٔ ۱ از ۲